بعد این " با کی بودی؟ " یک جواب هم داشت : با صدام.
یعنی کل ماجرا به این صورت بود که فحش خوار و مادر می کشیدی به طرف و طرف هم که حسابی شاکی شده بود بر می گشت و با حالت عصبانیت میگفت : با کی بودی؟ و شما هم اگر زور طرف از شما بیشتر بود می گفتید با صدام ، بعد هم خیال طرف راحت می شد که با او نبودید و خلاصه ماجرا ختم به خیر می شد.
اما یک آدمی مثل من ، که چگالی کرم درونش خیلی بیشتر از این حرفا بود ، با این چیزها ارضا نمی شد. یک بار کلاس سوم ابتدایی که بودم ، رفتم و هیکل گنده ترین کلاس پنجمی مدرسه را نشان کردم ، زنگ تفریح که رفت پای آب خوری و خم شد که آب بخورد ( در مدرسه ی ابتدایی همه برای آب خوردن لیوان شخصی داشتند ، اما برای کلاس پنجمی ها کسر شان بود که با لیوان آب بخورند ، و عین بچه راهنمایی ها با دست آب می خوردند ) رفتم بالا سرش و قائم خواباندم پس گردنش ! حالا نه طرف رو می شناختم ، نه هیچ چیز دیگری ! او هم بلند شد و یکم من را نگاه کرد و بعد به سمتم خیز برداشت و من را گرفت که شروع کند به زدن ، ناگهان من با قیافه ی حق به جناب گفتم : خب چرا میزنی ؟ من که با تو نبودم ، با صدام بودم !
کارتاژ
کامنت : نظرات
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
